|
يلـــــــــــــــداي عاشــق | ||
|
اینجا تویی در شعر من تنها تو مریم آری ببین من با تو هستم با تو مریم یادت نمی آید که گفتی عاشق هستی گفتی قسم بر آبی دریا تو مریم اکنون برای دیدنت شعری سرودم وقتی که امروزم تو و فردا تو مریم وقتی چو ابر آسمانی اشک میبارم در غربت چشم تو ای زیبا تو مریم خوردم قسم بر رنگ آن دریای چشمت بنگر که عاشق کیست هان من یا تو مریم با من بیا در گرمی انشای عشقم ای مطلع زیبای هر انشا تو مریم ای نام لبهای (مسافر) مطلع عشق تنها تویی در شعر من تنها تو مریم
[ سهشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٦ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
بچه که بودم، وقتی پدرم برایم بستنی میخرید، آنرا با دوستم تقسیم می کردم. اول یک گاز دوستم، بعد یک گاز هم من. به ته بستنی که، میرسیدیم من با ذوق، به دوستم میگفتم: شیرینش دلمو زد تو بقیه بستنی رو بخور. از دیدن خوردن با لذت بستنی، توسط دوستم خیلی خوشم می آمد. او فقط به طعم شیرین و لذت بخش بستنی، فکر میکرد و من به طمع شیرین اینکه، دوستم را خوشحال کردم. یواش یواش که، بزرگتر شدم یاد گرفتم روحم را نیز، با دوستم تقسیم کنم. یعنی بشیم دو جسم با یک روح. دوستم بزرگ شده بود مثل خود من. او به من خندید که، تو دیوانه شدی و از آن به بعد شد که، *روح مرا* او و بقیه آدمها، گاز زدند و دم نزدم. الان، روح که هیچ، جانی هم برایم باقی نمانده است. این است رسم دنیا، روزگار و زندگی ما آدمها. ! [ یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٩ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
سلام ای مهربانم، میشه ازت خواهش کنم؛ سال تحویل بیای خونمون؟ آخه سبزه، خوشگل تر از تو، پیدا نکردم.! *** نوروز، پاسداشت عشقهای کوچکی است که، زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر، عشق های بزرگی است که، عظمت را، کوچک می دانند. پس به تو، در نوروز سلام می کنم که، بزرگترین عشق این کوچکی . . .!!! ************ *** یادم باشد که، زیبایی های کوچک را، دوست بدارم. حتی اگر، در میان زشتی های بزرگ باشند. یادم باشد که، دیگران را دوست بدارم. آن گونه که هستند ، نه آن گونه که، می خواهم باشند. یادم باشد که، هرگز خود را، از دریچه نگاه دیگران ننگرم. که من، اگر خود با خویشتن، آشتی نکنم هیچ شخصی، نمی تواند مرا، با خود آشتی دهد. چرا که، شخصی که با خود، مهربان نیست نمی تواند؛ با دیگران مهربان باشد. یادم باشد که، خودم با خودم، مهربان باشم. *** ************* اگر چه یادمان می رود که، عشق تنها دلیل زندگی است، اما خدا را شکر که، نوروز هر سال، این فکر را به *یادمان* می آورد. پس ** نوروزت مبارک ** که، سالت را سرشار از ** عشق ** کند .
[ چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢۸ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
: دو خانواده، سی سال با هم دوست بودند. در حقیقت، به مانند برادر و خواهری که، یار و شفیق هم بودند. آنها در یک محله زندگی میکردند. دوست بزرگتر، دو فرزند پسر و دختر داشت. دوست کوچکتر ، تنها یک دختر داشت. داستان از آنجا شروع میشود که، تک دختر دوست کوچکتر که، دانشجوی دانشگاه علوم توانبخشی بود، با پسر دوست بزرگتر، نامزد می کنند. هر دو خانواده، بسیار خوشحال بودند. تا اینکه، اتفاقی رخ میدهد که، باعث آبرو ریزی برای عروس خانم، میشود. بهتر است فیلم را، خودتان ببینید. البته، از هر لحاظ به فیلمهای حرفه ایی، همچون: جدایی نادر از سیمین و میم مثل مادر و ... نمیرسد. به نظر من، کارگردان خیلی ناپخته عمل کرده و این حس به بیننده دست میدهد که، خیلی جدی، روی ساخت این فیلم نبودند و خیلی پراکنده و سرسری گرفته شده است. به هر حال داستان فیلم، بسیار آموزنده است. برای تمامی افراد، در هر سنی که، باشند. نتایج شخصی من، از دیدن این فیلم که، یک دوست خوب و مهربان، به من پشنهاد کرد برایم، بسیار تکان دهنده و آموزنده بود. *** اول اعتماد و اطمینان مطلق، به هیچ وجه در این دنیا، وجود ندارد. همانطور که، در این فیلم نشان داده شده که، حتی والدین، بعد از پخش یک ویدیو کوتاه، از دختر خود از طریق بلوتوث موبایل، به تک دختر خود، شک میکنند. رسم این است که، تا بخواهی ثابت کنی گناهکار نیستی، زیر لگدهای بی اعتمادی اطرافیانت، خرد و داغون میشوی و دیگر جسم و روح و روانی، برایت باقی نمیگذارند. نکته مهم این است که، فرد مظنون باید اینقدر قوی و دانا و باهوش باشد که، بتواند بر خود مسلط شده، تا بتواند خلاف موضوع را، به همه اطرافیان خود ثابت کند. البته، فکر نمی کنم کسی زیر این همه فشار روانی، طاقت بیاورد. پس فاصله ی ما بین انسانها،از یک تار موی، نازکتر است. یکی از این فاصله ها و یا موارد، اعتماد و اطمینان است. دوم، دشمنی شخصی با یکدیگر و سوءاستفاده از تکنولوژی امروزی، برای رسیدن به خواسته های نامعقول مان می باشد. به چه قیمتی؟ به قیمت، تباه کردن زندگی یک انسان. با پیشرفت تکنولوژی، انسانها بیشتر به فکر استفاده منفی و نادرست از آن هستند تا مثبت و درست.! انسانهای نادان و ناآگاه و کینه جو و خودخواه، برای رسیدن به امیال و آرزوهای خود، حاضرند بدترین استفاده را، از این همه پشرفت کنند بدون اینکه، حتی یک لحظه به فکر طرف مقابل خود، باشند که، عاقبت او چه خواهد شد.؟! با دیدن این فیلم، ترس عجیبی سرتاسر وجود مرا، در بر گرفت و بسیار فکر کردم که، چه انسانهایی فاسد و نامرد و بد و شیطان صفت، در این دنیای فانی، وجود دارند و ما از آنها، بی خبر هستیم. من تصمیم گرفتم که، چه در این دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی، از این به بعد، حواسم را خوب جمع کنم و به هیچ بنی بشری، اعتماد نکنم. مگر خلاف آن ثابت شود. معلوم نیست این دنیا آخر و عاقبتش، با این کارهای زشت و عجیب و غریب و شیطانی ما انسانها، به کجا ختم خواهد شد.!!! من فکر میکنم روزی خواهد رسید که، از خودمان هم، بترسیم و نتوانیم به خودمان هم، اعتماد کنیم. امیدوارم، خداوند مهربان، همه ی ما را، به راه راست هدایت کند و قلبی، مملو از پاکی و محبت و ایثار و بدور از غرور و کینه و بدجنسی عنایت فرماید. آمین *** از دوست نازنینم، کمال تشکر را دارم که، مرا هوشیار کرد. برای این عزیز، بهترینها را آرزو دارم. [ چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٧:۳٧ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
آیا کسی از شما، دلیل خلقت زن و مرد را، تا کنون از خود پرسیده است؟ ** زن ،،، مرد ** دو موجود بسیار متفاوت از یکدیگر.! آیا خداوند هنوز بر حکیمانه بودن خلقت مخلوقاتش به خصوص انسانها، اعتقاد دارد؟! گل و خشت، هر دو از خاک درست میشوند. گیسو و موی و چمن، برای چه داده شده است؟ طاووس، کرگدن و بز، بین این دو از نظر ما، تفاوت هست از زمین تا آسمان. آیا تا کنون به درک و شعور و فهم و عقل بین این دو فکر کرده اید؟ ای بسا، طاووسی بسیار زیبا، خالی از فهم و شعور وعقل باشد ..!!! آیا همیشه کرگدنها، بدترین موجودات هستند؟ بحثی در مورد معجزات خداوندی، جایز نیست. آهوی ختن بسیار زیبا و دلفریب است. به شرط آنکه، همراه با این همه زیبایی ظاهر زیبایی سیرت نیز با او عجین باشد. آیا خداوند از رها کردن زن و مرد، در بهشت عدن سخت پشیمان نمی باشد؟! لطف خداوند، به هیچ وجه جنبه ی منفی ندارد. این خود ما هستیم که، دلیل اصلی بی کسی و بی وطنی خود می شویم. ** بلندگو ،،، دهان ... ! ** هر دو، یک کار انجام میدهند: بیان کلام. آیا بهتر نیست از این نعمت و لطف الهی، به بهترین وجه ممکن استفاده کنیم؟ کلمات زیبا، همراه با عشق، محبت، ایثار و عطوفت.! ** چه زن ،،، چه مرد ** هر دو، توانایی، شعور و عقل رسیدن به هر مقام و منزلتی را، دارند. این خود از الطاف خداوندی است. انجام کارهایی از جمله خانه داری، نه عیب است و نه بد. اگر به بهترین نحو ممکنه، انجام شود خود هنری است بس پسندیده که، ای بسا هر کسی از عهده ی آن بر نیاید. ** شراره، پری، نسترن : ** از جنس زن آفریده شده اند. پس خود را، تافته ی جدا بافته ندانید. چون خود هم، یک زن هستید. یک کیس خوب و عالی، برای یک مرد یا یک زن، تنها یک نفر در دنیاست. آن هم کسی است که، قلبا و با تمام وجود، عاشق شما باشد. ** بردپیت و حسن: ** مخلوق خدا هستند. مهم ذات پاک، بی آلایش و الهی آنهاست. مهمتر اینکه، قلبی به وسعت دریاها داشته باشند. ** لباس عروس و کفن: ** فقط نمادی است که، خود ما به رسمیت شناختیم. سپیدی این دو را، باید در طول زندگی ثابت کرد. بعد از مرگ یا هنگام ازدواج، چه تفاوت دارد لباسی که به تن دارید؟ *به قول شاعر: * تن آدمی شریف است به جان آدمیت ،،، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت ... !!! روح، روان، قلب و ذات آدمها، باید سپید و بی آلایش باشد. آیا لباسی که، به تن داریم مهمتر از اینها هستند؟ خدا عادل است. هیچ انسانی، به همنوع خودش برتری ندارد. مگر، خود با توانایی و استعدادی که، خالق در نهادش به امانت گذاشته، بهترین استفاده را کند تا به درجه ی رفیع، احسن الخالقین نائل شود. خداوند عاشق زیبایی است. دوست داشتن زیبایی ها، جزیی از وجود ما انسانهاست. پس هر موجودی، حق زیباتر شدن را دارد. اشک، یک نعمت الهی است. گریه کردن، باعث آرامش جان و دل آدمی، میشود. پس جایی، برای شرم و خجالت، وجود ندارد. خدا همه را ساده، بی آلایش و پاک آفریده است. بدون حسادت، خشم، کینه و ... . اینها همه اکتسابی است. از آسمان به زمین افتادن، خود یک حکمت الهی است و باید به فال نیک، گرفت. مهم، فهمیدن این حکمت است. خداوند، گوشها را، برای شنیدن آفریده است، نه مانند دروازه که یک گوش، در باشد و آن یکی، دروازه. این یک ناسپاسی است. انسان، توانایی شنیدن حرفهای تلخ و شیرین را، دارد. پس، لطفا مظلوم نمایی نکنید.! آیا خدا انسان را، همچون حیوان درنده و وحشی، آفریده که بخواهد در کمین همنوع خود، باشد؟ انسان عقل، هوش و شعور دارد. باشد روزی که، با سعی و تلاش، هر انسانی، به * کمال ناب الهی * برسد. *** آمین *** [ یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳٧ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
شاعر زن میگه : [ سهشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢۸ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
عقایدت نگذارند زندگی بکنی... و زنده گی نگذارد دوباره حس بشوی... و حس کنی: نکند زندگی ت سفسطه بود!!! که بعد زیرِ همین فلسفه پرس بشوی.....
لازم دیدم یه نکته رو عرضه کنم خدمتت: نوشته هام مخاطب ندارن! باشه؟؟؟ دقت کن! مخاطب ندارن!!! فردا خودتو نزنی به سقف! که فلانی لیچار بارم کرده ! که فلانی منو میخواد اگه نوشته های منو ببندی به خودت، خیلی رابطه ها رو تایید کردی ....!!! لطفا گوسفند نباشید!!! عجیب اینجاس که میای اینا رو میخونی!!! عجیب تر اینه که جوابم میدی! بعد در اقدامی معجزه آسا همه چیو تکذیب میکنی!!!!!!!!!!!! به شهادتت قسم که من توو صفحه خاطرخواهات نیستم، باهات دشمنی هم ندارم... بکش بیرون لطفن نوشته ی پایین هم هیچ ربطی به متن بالا نداره... امیدوارم عقله مخاطب برسه و بعدها دوباره مجبور به توضیح دادن نشم... در کل مخاطبه عزیز! اگه اسکلی، منگلی، دکتری! ، دنباله عاشق میگردی!!!، دنباله شوهری!!!، ظرفیت نداری، فلانی... ، توهم زدی، خر... (گازت گرفته...) ، از درگیری خوشت میاد، دچاره خود کم بینی و خود بینی و خود نبینی و علاقه به ترحم و بدبختی و ... هستی و .... ، این وبلاگو نخون! عزیزه من! نخون!!! اگه از دستت هم در رفت بزن علی چپ... من حال و حوصله ی توضیح ندارم... خیلی مسخره س که امروز برسه و مجبور به پیش نویس و پانویس بشم... مسخره س...
[ سهشنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٥ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
[ چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱۳ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
بچه که بودیم وقتی بستنی مان را گاز می زدند قیامت بپا می کردیم چه بیهوده بزرگ شدیم روحمان را گاز می زنند می خندیم!
[ پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٦ ق.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
![]() شاپرک دلت شکسته میدونم که تنها هستی
میدونم کنار غمهات با یه مشت رویا نشستی دلت و شکسته اونکه یه روزی همه کست بود اونی که تو دار دنیا همه کارو کست بود شاپرک بالت شکسته .یکی بال تو رو بسته توی اون غربت تاریک به تو تیر غم نشسته همه عمرت هدر شد چرا اینجوری خدا خواست؟ اونی که فکر نمیکردی اینجوری به خاکت انداخت حالا اونجا توی غربت رو کدوم شونه میباری؟ واسه ریختن اشکات سرتو رو چی میذاری؟ میبینم غم رو تو چشمات که غریبونه نشسته میخونم از توی چشمات بدجوری دلت شکسته شاپرک عمر تو . خوابه . چه جوری دووم میاری ؟ گلا پژمرده و زردن تو عجب طاقتی داری
------------------------- [ دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٥ ب.ظ ] [ محمد(رویا) شکسته پر ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||